ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
2
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
ابى طالب و محمد بن ابى بكر صديق را به كوفه گسيل داشت و براى آنان اين نامه را نوشت . ابن اسحاق عبارت زير را هم در همين نامه افزوده است : براى من داشتن برادرانى چون شما و يارانى براى دين ، نظير شما ، بسنده است - در راه خدا سبك بار و سنگين بار حركت كنيد و با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد كه آن براى شما بهتر است ، اگر دانا باشيد . ابو مخنف مى گويد : صقعب براى من نقل كرد كه خود ، از عبد الله بن جناده شنيدم كه مى گفت : چون على ( ع ) در ربذة فرود آمد ، هاشم بن عتبة بن ابى وقاص را پيش ابوموسى اشعرى كه در آن هنگام امير كوفه بود ، گسيل داشت كه مردم را براى حركت بسيج كند و همراه او براى ابو موسى چنين مرقوم فرمود : از بندهء خدا على ، امير مؤمنان ، به عبد الله بن قيس . و سپس ، من هاشم بن عتبه را پيش تو گسيل داشتم تا مسلمانانى را كه پيش تو هستند نزد من روانه كنى تا آهنگ قومى كنند كه بيعت مرا گسسته و شيعيان مرا كشتهاند ، و در اسلام اين كار بزرگ را پديد آوردهاند . اينك چون هاشم پيش تو رسيد مردم را با او روانه كن كه من تو را بر آن شهرى كه در آن هستى به حكومت مستقر نكردهام ، مگر اينكه از ياران من بر حق و بر اين كار باشى . و السلام . در روايت محمد بن اسحاق چنين آمده است ، كه چون محمد بن جعفر و محمد بن ابوبكر به كوفه رسيدند ، از مردم خواستند بسيج شوند و حركت كنند . گروهى از مردم كوفه شبانه پيش ابوموسى رفتند و گفتند : با رأى خويش ما را راهنمايى كن كه در مورد بيرون شدن همراه اين دو مرد و پيوستن به على ( ع ) چه كنيم . ابو موسى گفت : راه آخرت اين است كه در خانههاى خود بنشينيد و راه دنيا اين است كه با آن دو برويد ، و بدين گونه مردم كوفه را از حركت با ايشان منع كرد . چون اين خبر به دو محمد رسيد نسبت به ابو موسى درشتى كردند و او گفت : به خدا سوگند كه بيعت عثمان برگردن على و من و شما هنوز باقى است و اگر بخواهيم جنگى انجام دهيم ، با هيچكس غير از كشندگان عثمان جنگ نخواهيم كرد . آن دو از پيش ابو موسى بيرون رفتند و به على پيوستند و خبر را به او گزارش دادند . روايت ابو مخنف چنين است كه مى گويد : چون هاشم بن عتبه به كوفه آمد ،